اميرعلياميرعلي، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

دنياي اميرعلي جان

اميرعلي در دوسال و4ماهگي..................

  عاشق هويچ عاشق سيب          عاشق توپ بازي     عاشق خوردن دلستر و شير رو دوست ندارم ماماني زوررو................كي بهم ميده   عاشق بستني يكي درميان شبها قبل از خواب آيس كريم ميخورم                         عاشق كيك. عاشق تخم مرغ   عاشق شيريني عاشق ليمو عاشق سبزيجات   ...
5 بهمن 1391

گشت وگزار گل پسر وتاج سر ماماني

رفته بودم شهر باباجونم واينم پسرعمه ام سبحان هستش .مادوتا خيلي بازيگوشيم. اين شعله زرد خونه آقاجونم هستش روز اربعين نذري داشتند حسابي شعله زرد خوردم.   اولين بار بود مجبور شدم فست و فود بخورم عجب ساندويچي   ...
5 بهمن 1391

اميرعلي در محل كار ماماني

در تاريخ 91/10/02 ديماه يه سر به محل كار ماماني زدم دلم براي مامانم تنگ شده بود و ماماني مجبور شد مرابا خودش ببره سركار .اولش كه رفتم احساس راحتي نمي كردم و دوساعتي توي محل كار ماماني خوابيدم بعدش از خواب بلند شدم حالم بهتر شده بود و شروع كردم به شيطنت و بازي كردن . خيلي بهم خوش ميگذره ....................... ...
5 بهمن 1391

اميرعلي وزبان انگليسي

اميرعلي جون از وقتي 2ساله شده خيلي چيزها را بهتر درك ميكنه و از جمله صبحت كردن.عشق ورزيدن به مامان و بابايي و مامان جون وآقاجون و به عمه و خاله و دايي و عمو. تشكر كردن از مامان موقع غذا خوردن سلام واحوالپرسي كردن به ديگران و ياالله گفتن به مردهاي بزرگ ودست دادن كمك كردن به ماماني موقع سفره جمع كردن ريختن آشغال ها در سطل آشغال پوشيدن كفش ودمپايي به تنهايي به تنهايي غذاخوردن همچنان عاشق ماست و سيب وماكاروني عاشق بستني شب وروز بستني بخوره بازهم ميخواد از جمله كلمات انگليسي كه  اميرعلي خوشگل مامان وباباش میتونه بگه اينها هستند.صدآفرين به اميرعلي انشاء ا... بهتر از اينها بشه در ضمن از زحمات دايي مرتضي تشكر ميكنم كه داره با ...
1 دی 1391

ماجراهاي اميرعلي دركبابي (شيراز)

من ماماني وبابايي در تاريخ 91/09/21رفته بوديم شيراز و هوا خيلي سرد و باران شديد ميومد و وسط راه ايستاديم نزديك بيدزرد و يه كبابي بود جاتون خالي كباب خورديم و بيشتر جيگر خوردم و نارنج و نان گرم خيلي بهم خوش گذشت .                         ...
1 دی 1391

اميرعلي عاشق موسيقي وزبان انگليسي

اميرعلي علاقه خاصي به موسيقي داره و هميشه به دايي مرتضي ميگه دايي برام گيتار بزن و عاشق شعر خواندن و ياد گرفتن زبان انگليسي است آفرين به اميرعلي الهي در تمام مراحل زندگيش موفق باشه و به همه آرزوهاش برسه .به افتخار اميرعلي وفايي .دوستدارانت مامان نسا و بابا اسماعيل و مامان جون و آقاجون ...
30 آذر 1391

اميرعلي خيلي مهربونه

اميرعلي جون خيلي مهربونه و زود رنج هستش هر وقت ماماني از سركار مياد با ماماني سلام و احوالپرسي ميكنه و ميگه مامان كجا بودي . و هر وقت ماماني دعواش ميكنه سريعا مياد مامان بوسه ميكنه ميگه ماماني دوستت دارم .اندازه يه آسمون اميرعلي جون در سن دوسال 3ماهگي علاقه ي خاصي به خوردن تخم مرغ و بستني و گردو پيدا كرده هر شب قبل از خواب تخم مرغ مي خوره بعدا مسواك ميزنه و به مامان وباباش شبخير ميگه و با لالايي شبكه پويا خوابش ميبره آفرين به پسر جيگر طلا و تاج سر مامان وبابا. قربونش بره مامان ميوه مورد علاقه ي امير علي در سن2سال وسه ماهگي سيب و نارنگي و انار است. حاضره شب و روز  سيب رو بخوره . غذاي مورد علاقه اش هم شده ماكاروني  ماست و...
30 آذر 1391

امیرعلی عزیزم تولدت مبارک (امیرعلی 2ساله شد)

تولد تولدت مبارک بیا شمع ها رو فوت کن........ خیلی بهم خوش گذشت مدام در حال فوت کردن شمع ٢سالگیم بودم. مامان خوبم پیشم میمونه .خیلی خوشحالم .تولد٢سالگیم ٢٧/٦/١٣٩١بود. حبیبی زی توی یو تولدت مبارک    اینم هدیه بابایی ومامانی واسه تولدم یه ماشین خوشگل بود دستشون درد نکنه مرسی. علاقه خاصی به ماشین سواری دارم. به به خیلی حال میده ماشین سواری توی خونه .   ...
30 آذر 1391